Warning: Creating default object from empty value in /home3/jeekir/public_html/blog/wp-content/themes/Farnas-1/functions/admin-hooks.php on line 160

آرشیو برچسب ها : خون

خویش تویی

جولای 1, 2015

۰ نظر

فاصله مرگ و زندگی یک دم است

فاصله عشق و خون هیچ و هیچ

فاصله بین من و من یک جهان

پر شده ام از دلمشغولی بی حاصل این جهان

از من و من کی توان قصد سفر کردنم

باز خدایا بدادم برس

از کون و مکان خسته ام

بگذرم از خویش و خویش

تا برسم به خویش

خویش تویی هر چه که باشم به لطف توست

مرحمتی کن تو باز

دست مرا گیر باز

هر نفسی میرود لطف توست

هر دم و هر ثانیه صنع توست

جان من و عشق من گیر و خدایی نما

یا حق

ادامه مطلب ..

غصه ی قصه ی عاشورا

نوامبر 16, 2012

۰ نظر

غصه ی قصه ی عاشورا

و از آنجایی که دلم پر خون است
همه حال و همه احساسم پر جون است

من به پی بی امتدادها می خواهم رسم
من به پرواز کبوترها می خواهم نگاه کنم

پرم از غصه ی قصه ی عاشورا
پرم از حس غریب فاصله ها

و چقدر سخت و آسان می گویم یا حسین (ع)
من هنوز پر نشده ام از نگاه لب پر عطشان حسین (ع)

من به پی رنگ سبز و قرمز سیاه ها می نگرم
شاید از پی رنگ ها به انگارها نرسم به حقیقت حسین برسم

بی غبار آلود
بی کلک می نگرم
می سوزم از این آتش ها

و چقدر اندوهناک است که کسی در پی امتداد سیال خیال به حقیقت نرسد

من از آن روزی می گویم که زبانم
که کلامم
نمی داند چه بگوید

بلکه از اندیشه ها باید گفت
که چرا باز این چه شورش است.

ادامه مطلب ..