یاد یاران

اردیبهشت ۳, ۱۳۹۵

متن ادبی

روایتی از جان دل بر پیکر جانان دل
راوی کجایی، راویی کجایی تنهای تنها
در این شلوغ سکوت نشسته ام
دل خوش به نامی
دل خوش به یادی
گم کرده ام تیمارِ دل را
از تو بجویم آه دلم را؟
بی تو سراب است چِشمان جانم
آه ای کجایید ای ساربانان
آه ای کجایید ای جان جانان
دل بی شما مُرد در ناگهانی
می بویم او را می جویم او را
تا کی بیاید داند خدا را

, , , , , ,

درباره جاوید

یک عمر گذشت... سالهای سال منتظر ما بودند یا ما به نظاره این سال ها نشسته ایم بازی با کلمات! یا واژه ها کار بیهوده ایست اما وقتی سودی دارد که حرف دلت را در قالبش بریزی و نجوای دلت را در زمزمه عاشقانه لحظه هایت به اشتراک بگذاری ... این وبلاگ برای همین منظور است!

نمایش تمام پست های جاوید

اشتراک در

مشترک شدن در خبرنامه ایمیل ما .

هنوز نظری نوشته نشده است.

پاسخ