زمان باد

تیر ۲۵, ۱۳۹۱

روزنوشت

زمان باد

اگر از روزهایم گله نداشته باشم؛ از چه و که گله مند باشم؟ حال آنکه من باید از خود گله داشته باشم، من که دانسته یا ندانسته خواستم که اینگونه شود روزگارم.

وانگهی باید از “زمان باد” گله داشته باشم که هرچه به من داد با خود بُرد.

… این جا همان جاست که پروانه ها نه در شوق پرواز و نه شیفته ترنم باد، بلکه عاشقانه در حلاوت نور می رقصند.

, , , , , , , , , , , , , , , ,

درباره جاوید

یک عمر گذشت... سالهای سال منتظر ما بودند یا ما به نظاره این سال ها نشسته ایم بازی با کلمات! یا واژه ها کار بیهوده ایست اما وقتی سودی دارد که حرف دلت را در قالبش بریزی و نجوای دلت را در زمزمه عاشقانه لحظه هایت به اشتراک بگذاری ... این وبلاگ برای همین منظور است!

نمایش تمام پست های جاوید

اشتراک در

مشترک شدن در خبرنامه ایمیل ما .

هنوز نظری نوشته نشده است.

پاسخ