سفری به مشهد

دی ۲۰, ۱۳۹۱

خاطره

سفری به مشهد

به یادم می آید آن روز هایی را که من اول ابتدایی می خواندم و برای اولین بار در عمرم بود که به سفر می رفتم، سفری معنوی که همچنان هم در خاطرم هست.

روزی که به رشت رسیدم و عازم رفتن به مشهد از شمال بودیم، من به همراه مادر سوار اتوبوسی شدیم.
چشمم به ساختمان شیشه ای افتاد که تلالو نور خورشید و انعکاس برگ درختان روح جانم را نوازش می کرد و چه خاطر انگیز بود اولین صلواتی که در اتوبوس من به همراه دیگر مسافران زمزمه ی راه مان کرده بودیم.

, , , ,

درباره جاوید

یک عمر گذشت... سالهای سال منتظر ما بودند یا ما به نظاره این سال ها نشسته ایم بازی با کلمات! یا واژه ها کار بیهوده ایست اما وقتی سودی دارد که حرف دلت را در قالبش بریزی و نجوای دلت را در زمزمه عاشقانه لحظه هایت به اشتراک بگذاری ... این وبلاگ برای همین منظور است!

نمایش تمام پست های جاوید

هنوز نظری نوشته نشده است.

پاسخ