آرشیو | آبان, ۱۳۹۱

تلألوی پشیمانی

آبان ۵, ۱۳۹۱

۰ نظر

تلألوی پشیمانی

کلماتم بر روی زمین می ریزند

می نگرم به کاشی های کف اتاق

و چه تلألوی !

می دانم واپسین لحظات است

روحم مرا به شرمی از آه فرا می خواند

و این زمانی است که کلمه ی بزرگی به نام پشیمانی همه ی وجودم را فرا می گیرد

ادامه مطلب ..

سر سپرده ی عشق تو

مهر ۲۷, ۱۳۹۱

۰ نظر

سر سپرده ی عشق تو

شعله ها از پس پرده ی نور می آیند به چشم

چشم چشمه ی عشق لبریز وجود است هنوز

کاش وام دار تو بودم

کاش سر سپرده ی عشق تو باشم هنوز

ادامه مطلب ..

چون به او پیوسته شدیم، یک به یک خواهیم رسید

مهر ۲۶, ۱۳۹۱

۰ نظر

چون به او پیوسته شدیم، یک به یک خواهیم رسید

هوا به سردی می گراید؛ اما دل های ما باید از گرمی روشنایی بخش ِ چون او متبلور شود.
خود را به او که هر چیز و هر آنچه که هست و نیست در سلطه ی اوست، پیوست داد.
تا که به او پیوسته شدیم؛ یک به یک به او خواهیم رسید.

ادامه مطلب ..